وبلاگ حقوقی محمد حسنی
گردآوری مقالات و مطالب حقوقی

hassani.org
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳۸٩/٢/٢٠

 

حجت الاسلام عباسعلی علیزاده:

قال رسول اله (ص):«ادرائوا الحدود بالشبهات...» (وسائل الشیعه جلد28 ص 47 باب انه لایمین فی و ان الحدود تدرا بالشبهات) حدیث.4برای توضیح این حدیث شریف دو مطلب را باید متذکر شد: اول ـ در قسمتهای قبلی گفتیم که اسلام برای انسانها، فوق العاده، ارزش و منزلت قائل است، طبق آیه کریمه قرآن انسان را خلیفه و جایگزین الهی دانسته«... انی جاعل فی الارض خلیفه» بقره آیه 30 و لقد کرمنا بنی آدم و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعا» سوره جاثیه آیه .13


 

با اینکه پیغمبر معصوم است و علوم اولین و آخرین را می داند و نیازی به مشورت ندارد، در عین حال، خداوند متعال از جهت تکریم و شخصیت دادن به مسلمین، به پیغمبرش امر می کند که با آنها در امور مشورت کن، «و شاورهم فی الامر...» سوره آل عمران آیه .156و نیز خداوند متعال قتل انسانی را بدون جهت شرعی و قانونی، به مثابه کشتن جمع انسانها دانسته «... و من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا» سوره مائده، آیه 93 و نیز می فرماید«... و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها» سوره نسأ آیه .93 پیغمبر بزرگ می فرماید:«... والذی نفسی بیده لو اشترک فی قتله اهل السماوات و الارض لاکبهم الله فی النار...». به خدائی که جان من در قبضه قدرت او است، اگر اهل آسمانها و مردم روی زمین، در کشته شدن آن بیگناه (انسان بیگناه)، شرکت داشته باشند، همه آنها را خداوند، به روی، در آتش خواهد افکند.باز پیغمبر اسلام (ص) در جای دیگری از اینهم مهمتر می فرماید: «من اعان علی قتل مسلم ولو بشطر جأ یوم القیامه و هو ایس من رحمة الله...» مستدرک الوسائل یعنی: کسی که کمک نماید در قتل مسلمانی، اگر چه با گفتن نیم کلمه باشد، در روز رستاخیز از رحمت خداوند متعال، ناامید خواهد شد.

دوم: دین مبین اسلام شریعت سهله سمحه است.در این باره خداوند متعال به صراحت می فرماید: «... و ما جعل علیکم فی الدین من حرج». و نیز می فرماید:«... یرید الله بکم الیسر و لایرید بکم العسر... یرید الله ان یخفف عنکم...» و نیز می فرماید: ... «حق ندارید به گمان، درباره مسلمین حکم داده و نظر بدهید»،«اجتنبوا کثیرا من الظن، ان بعضی الظن اثم». پیغمبر بزرگ اسلام (ص) می فرماید: «... ان المومن لایتهم اخاه...» ، همانا مؤمن، برادر مؤمنش را متهم نمی کند که صراحتا پیامبر اسلام (ص) نهی می فرمایند.و نیز حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید:«ضع امر اخیک علی احسنه، حتی یا تبک ما یقلبک علیه و لا تظنن بکلمة خرجت من اخیک سوا و انت تجدلها فی الخیر سبیلا».یعنی، امر برادرت را به احسن وجه، حمل کن (و به او خوش بین باش) تا اینکه خلاف آن برای تو ثابت شود و گمان مبر، به کلمه ای که تو نسبت به او سوء ظن پیدا نمائی، در حالی که می توانی، خیر و خوبی برای او در نظر بگیری (و راه حسن ظن وجود دارد) این گمان را حق نداری درباره او اعمال کنی... .

بهترین دلیل، دستور صریح حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) در اوائل بعثت است، در آن هنگام که آن حضرت، معاذبن جبل و ابوموسی اشعری را به صورت سفیر به یمن فرستاد،دستورالعمل صادره از آن حضرت، برای آن دو نفر چنین بود:یسرا ولاتعسرا، و بشرا و لاتنفرا، و تطاوعا و لاتختلفا، یعنی، ای سفیران من، بر مردم امور را آسان بگیرید و سختگیری نکنید، شما بشارت دهید و مردم را گریزان نسازید، و با آنها از باب توافق و تطاوع، برخورد نمائید، نه از باب تشتت و اختلاف. پس از ذکر این دو مطلب، به پژوهش درباره قاعده فقهی درءالحد به شبهه تا حدودی که این وجیزه اجازت دهد می نمائیم.یکی از قواعد مهم فقهی که مفهوم آن مورد تسالم همه فقهای اسلام واقع شده، که بر اساس این قاعده در صورت حدوث هر گونه شبهه ای، چه در مقام ثبوت برای مجرم و چه در مقام اثبات و قضاوت برای قاضی، حدود و مجازاتهای شرعی، ساقط می شود.همین قاعده درءالحدود بالشبهات می باشد. روح این قاعده، تسامح و تخفیفی است که شارع مقدس اسلام از نظر جزائی برای متهمین، قائل شده و تا حدودی تأمین کننده امنیت متهمان به جرم را فراهم نموده است و نیز حاکی از اهتمام مهمی است که اسلام به حرمت و شخصیت افراد ساده تا بی دلیل و بدون اثبات جرم، مانع از مجازات و هتک حیثیت آنها شود.درباره این قاعده، فقهأ عظام ـ کثرالله امثالهم ـ  چه از نظر اقسام مجازاتهای شرعی و چه از نظر اقسام شبهات، بحث نموده اند که ما ذیلا به آن اشاره می نمائیم:

مجازاتها بر حسب نوع جرائم به چهار قسم است: 1ـ حدود 2ـ قصاص 3ـ دیات 4ـ تعزیرات

واژه هائی که در فقه به کار رفته است از قبیل حدود، تعزیر، قصاص، شبهه موضوعیه، شبهه حکمیه، شبهه جهل، شبهه اکراه، شبهه قاضی، شبهه عامل جرم، تخفیف و تسامح، اصل برائت، اصل اباحه، اصل طهارت، اصل صحت، جهل قصوری، جهل تقصیری، درءالحد بالشبهه و امثال اینها که در جای خودش ، مفصل مورد بحث و کنکاش قرار گرفته و ما قبلا به مقدار لازم مورد بحث قرار داده ایم و اینک درباره موضوع مانحن فیه وارد بحث می شویم. قوانین کیفری اسلام بر دو بخش است: بخشی از آن در رابطه با حقوق الهی و جامعه است.و دیگر بخش مربوط به افراد حقیقی و اشخاص می باشد.قوانین کیفری اسلام در قسمت نخست مبنی بر تخفیف و تسامح است.آقای محمد ابوزهره در مقدمه کتاب العقوبة فی الفقه الاسلامی، حدیثی را از پیغمبر اکرم (ص) نقل می کند که قابل توجه است:«ایها الناس من ارتکب شیئا من هذه القاذورات فاستترا فهو فی ستر الله و من ابدی صفحته اقمنا علیه الحد».

ای مردم، هر کسی مرتکب چیزی از این پلیدیها شده و آن را پوشیده نگاه دارد، پس او در پوشش و مخفی گاه خداوندی می ماند (یعنی سعی کنید گناه را بپوشانید و آشکار ننمائید) و هر کس آن را آشکار سازد بر او حد جاری می کنیم.این حدیث شریف که به صراحت، اعلام عدم علنی بودن گناه از ناحیه مجرم می نماید، می خواهد زمینه اجرای حد را از بین ببرد.قهرا، آنجائی که زمینه اجرای حد را فراهم می نماید، جائی است که مرتکب، حرمت اجتماع مسلمین را رعایت ننموده و آشکارا مرتکب گناه می شود و قاعده درء حد به شبهه برای قاضی از موارد مهمی است که اسلام در جای خودش در نظر گرفته است.مرحوم شیخ صدوق در کتاب من لایحضر الفقیه باب نوا در الحدود، اصل حدیث را چنین نقل می کند: قال رسول اله (ص): «درئوالحدود بالشبهات و شفاعة و لاکفالة و لایمین فی حد».پیامبر اسلام (ص) می فرماید: دور کنید حدود را با شبهات، در اجرای حد، شفاعت و کفات و سوگند پذیرفته نمی شود. و نیز راوی فوق (ره) در المقنع از حضرت علی (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود:«... ادرئوا الحدود بالشبهات...». صاحب صحیح ترمذی در ابواب الحدود باب 2 نقل می کند که عایشه به نقل از پیامبر بزرگ اسلام چنین فرمود: «ادرءالحدود عن المسلمین مااستطعتم فان کان له مخرج فخلوا سبیله فان الامام ان یخطئی فی العفو خیر من یخطیئی فی العقوبه». یعنی حدود را هر اندازه می توانید از مسلمانان دور کنید، پس اگر راه گریز و دوری از اجرای حد برای مجرم یافتید رهایش کنید.چون اگر پیشوا و امام مسلمین در عفو و بخشش خطا کند، بهتر است از اینکه در مجازات خطا نماید.

تمامی فقهأ اسلام حدیث «ادرء الحدود بالشبهات» را قبول داشته و به آن عمل نموده و بر اساس آن فتوا داده اند.اگر چه سند روایات فوق الذکر از نظر روائی اشکال دارد، اما عمل فقها و شهرت عملی، جبران ضعف سند را نموده و حجت نموده است.به اضافه اینکه آقای محمد بجنوردی به نقل از قواعد فقیهه از قول مرحوم صاحب ریاض نقل می کند که آن فقیه اهل البیت (ره) ادعای تواتر حدیث مزبور را نموده است.عبارت آن مرحوم چنین است «الاولی التمسک بعصمة الدم الا فی موضع الیقین عملا بالنص التواتر بدفع الحد بالشبهات». مرحوم آیت ا...العظمی خوئی (ره) در مبانی تکلمة المنهاج، جلد ،1 ص ،171 مسئله ،136 چنین فتوی داده اند: «اذا دعت المرأة الاکراه علی الزنا قبلت»: زنا در صورت وجود شرائط مجازاتش حد است (صد ضربه شلاق). مرحوم آقای خوئی می فرمایند که اگر زنی ادعای اکراه بر زنا نمود، از او پذیرفته می شود.شارح مبانی در ذیل آن می گوید: «ذلک لالاجل ان الحدود تدرء بالشبهات»، می فرماید: از باب درء، حد به شبهه نیست، بلکه از جهت عدم ثبوت زنا می باشد.بعدا، روایتی را از امام صادق که آن حضرت علی (ع) نقل می فرمایند، ذکر می کند.مرحوم آیت العظمی خوئی (ره) در مبانی تکلمة، ج ،1 ص ،169 مسئله ،134 می فرمایند: «المراد بالشبهه الموجبة لسقوط لحد: هو الجهل عن قصور او تقصیر فی المقدمات مع اعتقاد الحلیلة حال الوطئ». و نیز مرحوم امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله، جلد ،2 ص ،426 مسئله پنج، می فرمایند:لو قال «ولد تک امک من الزنا» فالظاهر عدم ثبوت الحد... بعدا، در ادامه می فرمایند: ففی مثله تحصل الشبه الدارئه.

و نیز مرحوم صاحب جواهر در جلد 29 از صفحه 243 به بعد درباره وطی به شبهه وسائل مربوطه به آن که مفصلا وارد بحث شده، در ص ،248 چنین بیان می کند:«و فی محکی الخلاف اذا وجد الرجل امراة علی فراشه فظنها امراته فوطألم یکن علیه الحد...». دلیل آنرا در پاورقی صفحه، روایتی در بحار، ج ،29 ص ،130 از حضرت امیرالمومنین (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «... ادرائو الحدود بالشبهات»، دور کنید، حدود را بوسیله شبهه و نیز مرحوم شهید در لمعه، ج ،2 ص ،329 صراحتا می فرماید: «... فلو تزوج الام ای ام المتزوج او المحصنه المتزوجه بغیره ظانا، الحل، لقرب عهده من الجوسیة و نحوها من الکفرا او سکناه یادیه بعیده عن احکام الدین فلاحد علیه الشبهه و الحدود تدرد بالشبهات»، در اینجا مشاهده می شود که حد از او ساقط می شود و دلیلش هم در درء الحد به شبهه می باشد.درباره واژه درء الحد، لازم است که مختصری توضیح داده شود. ادرؤ، ازماده درأ: به معنی دفع کردن و دور کردن است (فرهنگ بزرگ جامع نوین ترجمه المنجد ص 543) وقتی گفته می شود درأت الحد عنه، یعنی، حد را از او دور کردم.ادرؤا= صیغه امر است.

حدود، جمع حد ولغتا بنا به آنچه در المنجد آمده، الفصل السنین لئلابمختلط احد هما بالاخراولئلایتعدی احد هما علی الاخر و حد کل شیئی منها... . یعنی حائل بین دو چیز، بازداننده، انتها، خاتمه، پایان، حدود، مرز، کنار، حاشیه انداره کرده (فرهنگ بزرگ جامع نوین، ص 326).و در اصطلاح فقها، عبارت است از مجازات بدنی، مصرح در قانون شرع، مانند: مجازات زناکار و شارب خمر و قاذف و غیره، (جواهر الکلام، جلد ،41 ص 254). شبهه به معنی (اشتباه)، پوشیدگی کار و مانند آن کاری که در آن حکم به صواب و خطا نکند (فرهنگ بزرگ جامع نوین، ص 929).در لسان العرب ص 504 چنین آمده: امور مشتبهه و شبهه مشکله یشبهه بعضها بعضا و شبه علیه، اختلاط علیه الامر حتی اشتبه بغیره . امور مشتبه و مشکلی که امر را بر انسان مشتبه می کند (یعنی تشخیص حق از باطل و صحیح از ناصحیح و سقیم از سالم). سئوالی که در اینجا بذهن تبادر می کند این است که این حدیث شریف کدام حدود را شامل می شود.در جواب می گوئیم که تمام مجازاتهای شرعی را شامل می شود.چون، الشبهات جمع محلای به الف و لام است و الف و لام استغراقی است و بای در بالشبهات هم سببیه است، پس شامل تمامی مجازاتهای شرعی می شود، چه در شبهات حکمیه (اشتباه در حکم) و چه در شبهات موضوعیه (اشتباه موضوعی) و چه شبهه از ناحیه عامل و مرتکب جرم، باشد و چه عروض شبهه برای حاکم.

اگر آیت ا... عبدالکریم موسوی اردبیلی در فقه الحدود و التعزیرات، ص ،82 صراحتا می فرمایند: منظور از شبهه، شبهه ای است که برای عامل پیش آید نه برای حاکم و قاضی.بنظر می رسد که اگر قائل شویم، مراد و مقصود از حدیث شریف شبهه ای است که برای حاکم و قاضی پیش می آید، بصواب نزدیکتر است.به دلیل اینکه اولا، حاکم و قاضی است که حکم به اجرای حدود می نماید، پس باید، مخاطب او باشد ثانیا، فقهأ عظام (ره) در کتب فقهی که درباره حدیث در حد به شبهه بحث می کنند، لحن و بیان مطلب طوری است که استنباط می شود، مخاطب «ادرئو» قضات و حاکمین شرع هستند.بعنوان نمونه، مرحوم امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله، جلد،2 ص ،416 چنین می فرمایند:«لو شهد اربعه بالزنا و کانوا غیر مرضبین کلهم او بعضهم...» یعنی اگر شهود چهارگانه، همگی یا بعضی از آنها افراد صالحی نباشند، حد قذف درباره آنها جاری می شود و اگر وضعیت شهود مخفی بوده و عدالت و فسق آنان ثابت نشده، بر آنها حد جاری نمی شود.چون، در اینجا شبهه دارئه، وجود دارد.این مسئله مصداقی از مصادیقی است که شبهه صرفا برای قاضی حادث شده باشد و در اینجا اگر قائل شویم که خطابات شارع عام و کلی است، بطوری که قضیه حقیقیه انشأ شده و نظر به صنف خاصی از مخاطبان نیست و همه اطراف و صنوف را در حال و آینده شامل می شود، بلحاظ اینکه شارع مقدس موضوع مقدر الوجود را در نظر می گیرد و حکم را بر طبیعت موضوع بار می کند، بصواب و حق نزدیکتر بنظر می رسد.بنابراین، جمله «ادرئوا الحدود بالشبهات» شبهه در این جمله اعم از این است که از ناحیه قاضی یا عامل یا شبهه حکمیه یا موضوعیه و امثال اینها باشد، همه را شامل می شود.
http://www.ghazavat.com/ghazavat.com/ghezavat15/Article.htm

محمدحسنی
وبلاگ حقوقی محمدحسنی درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید- آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 --تلفن تماس تهران: 66342315____ 66342303
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :