موسسه حقوقی عدل محمد حسنی
گردآوری و ارائه مطالب متنوع و سودمندحقوق خصوصی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳۸۸/۱٠/۸

 

 

وکالت از جمله مشاغلی است که در جوامع سنتی اساساً از جمله پیشه‏های مردانه به شمار می‏آید. به همین خاطر حضور زنان در این حرفه در ایران تا کنون کمرنگ بوده و تقریبا تنها یک دهم وکلا را زنان تشکیل می‏دهند. جدا از این مساله، تکالیف خانگی زنان و نیز محدودیتهایی که در زمینه ورود زنان به مناصب قضایی وضع گشته بود، باعث کاهش روند رشد حضور زنان در این حرفه شده است . با این حال، در نتیجه برطرف شدن برخی از این محدودیتها و علاقمندی خود زنان، روند صعودی حضور آنان در حرفه وکالت آغاز گشته است که مهمترین نمود آن افزایش شمار کارآموزان زن است. به رغم وجود این مشکلات و محدودیتها وکلای زن تا کنون توانسته‏اند توانمندیهای بسیاری از خود نشان بدهند .

یکی از مهم‌ترین جلوه‏های این موفقیت راه یافتن زنان به هیات مدیره کانون وکلای دادگستری است که پس از حدود پنجاه سال بار دیگر امسال متحقق شد. مطمئنا حضور زنان در سطح مدیریتی کانون وکلا می‏تواند پیامدهای مثبتی از نظر شکسته شدن کلیشه‏های ذهنی موجود در سطح جامعه در زمینه مردانه بودن شغل وکالت و نیز توانمندیهای زنان در این حرفه تخصصی داشته باشد. برای افزایش توانمندیهای زنان در حرفه وکالت و نیز در سطوح مدیریتی، پیشنهادهایی مطرح می‏شود از جمله اینکه نظام سهمیه‏بندی در ورود به این حرفه و نیز در انتخابات هیات مدیره اتخاذ شود تا دست کم ۳۰ درصد از افراد تازه وارد به این رشته و اعضای هیات مدیره را زنان تشکیل بدهند .

توانمندیهای زنان در حرفه وکالت

زنانی که با انواع مشکلات و محدودیتها در شغل وکالت روبرو بوده‏اند ـ که برخی از آنها پیش از این ذکر شد ـ دستاوردهای بسیار برجسته‏ای را نیز از خود بر جای گذاشته‏اند . جدا از مساله کمیت ، کیفیت حضور زنان در این حرفه نیز به گونه‏ای برجسته بهبود یافته است . در خصوص نوع توانمندیهای زنان در حرفه وکالت نیز دو دیدگاه قابل تشخیص است . دیدگاه نخست این توانمندیها را صرفا به صورت فردی در نظر می‏گیرد و به ابعاد اجتماعی آن چندان اهمیت نمی‏دهد اما دیدگاه دوم این قضیه را بیشتر در ابعاد اجتماعی آن مورد توجه قرار می‏دهد . یکی از مصاحبه شوندگان توانمندی زنان در این حرفه را با شخص شاغل در این حرفه در ارتباط می‏بیند و آن را با مهارتهای علمی ، ادراکی و شخصیتی آنان متناسب تشخیص می‏دهد. بدین ترتیب ، مساله توانمندیهای زنان در حرفه وکالت به صورت یک کل در سطح وکلای زن ، مورد نظر ایشان نیست ، بلکه قضیه صرفا ابعاد شخصی و فردی دارد . این در حالی است که یکی دیگر از صاحب‏نظران ابعاد قضیه را بیشتر در سطح کلیت وکلای زن مورد توجه قرار می‏دهد و توانمندیها و ویژگی‏هایی را بر می‏شمارد که از جمله نقاط قوت و مثبت اکثریت وکلای زن محسوب می‏شود .

وی در این خصوص بیان می‏کند : زنان وکیلی که در جامعه کار می‏کنند بسیار دقیق‏تر از مردان هستند و هنگامی که می‏بینند موکلشان حق دارد ، برای اثبات حق وی سماجت عجیبی از خود نشان می‏دهند. همچنین وکلای زن اهل زد و بند نیستند ، موکلان بیشتر به آنها اطمینان دارند و هیچ دسیسه‏ای در کارشان وجود ندارد ؛ به همین خاطر موکلان چه زن و چه مرد با وکیل زن بیشتر احساس راحتی می‏کنند .

نکته‏ای که در بالا در خصوص پاک‏دستی مفروض زنان مطرح شده، هم اکنون مورد اعتقاد بیشتر صاحب‏نظران مطالعات زنان است. حتی دلیل اینکه در بسیاری از کشورها هم اکنون گرایش بر این است که میزان حضور و مشارکت زنان در سطوح مدیریتی چه مناصب سیاسی و چه در بخش‏های اقتصادی خصوصی یا دولتی افزایش پیدا کند ، اعتقاد به این نکته است که زنان معمولا کارنامه پاک‏‏تری دارند و از فساد اقتصادی و دیگر زد و بندهایی که در حرفه‏های گوناگون بیشتر به وسیله مردان صورت می‏گیرد برکنار هستند . این مساله مطمئنا در خصوص حرفه وکالت نیز به نوعی صادق است و حتی به خاطر حساسیت این حرفه ابعاد گسترده‏تری نیز پیدا می‏کند .
یکی از زنان عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز در خصوص تلاشی که زنان برای به دست آوردن جایگاه مناسب خویش در حرفه وکالت از خود نشان داده‏اند ابراز می‏دارد : «در سال ۱۳۴۸ که من پروانه وکالت گرفتم ، غیر از من ، ۱۳ وکیل زن در ایران کار می‏کردند اما امروز شمار آنها به ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر رسیده است . این آمار وکلای زن کل کشور را در بر می‏گیرد و کانون‏های وکلای غیر از مرکز را نیز شامل می‏شود ـ نگارنده به هر حال زنهای وکیل با تلاش بسیار وجود خودشان را قبولاندند .

اصولا وکالت دادگستری، بر خلاف بسیاری از مشاغل دیگر ، مستلزم قدرت کاری زیاد است . هر قدر هم که کار و تشکیلات دفتر وکالت یک وکیل مرتب باشد باز هم نمی‏تواند خود را از فشار کار و خستگی زیاد نجات دهد به خصوص در مواردی که باید از دعاوی متعدد و در فاصلة کوتاه دفاع کند . همین ویژگیهای شغلی موجب می‏شود که زنان وکیل بیش از زنانی که به دیگر مشاغل بپردازند ، از خود انرژی صرف کنند . البته به همان میزان آثار و پیامدهای رفتار حرفه‏ای زنان وکیل نیز بسیار بیشتر از برخی دیگر پیشه‏هاست .

یکی از مصاحبه شوندگان نیز در این خصوص چنین ابراز نظر می‏کند : اشتغال زنان به وکالت و نحوه عمل آنها این دستاورد مهم را داشته که میزان اعتماد جامعه به وکلای زن بیشتر است که این امر حاکی از سلامت بیشتر و پایبندی زنان در امری است که به عهده گرفته‏اند. داشتن احساسات مشترک در زمینه‏هایی همانند دعاوی خانوادگی موجب می‏شود که وکلای زن در چارچوب دفاع از حقوق زنی رنجدیده در واقع از حقوق همه زنان و از جمله خودشان دفاع کنند و توانایی زنان را مانند مردان توانا عرضه نمایند. بی‏گمان طرح صحیح مسایل حقوقی و دفاع منطقی از آنها هیچ گاه در پشت درهای بسته دادگاه‏ها و میان اوراق پرونده‏ها باقی نمی‏ماند و این جریان صحیح آثار خود را آشکار خواهد ساخت.

آثار توانمندسازی زنان در وکالت بر کل جامعه

حرفه وکالت به طور خاص و اشتغال زنان به طور عام ، علاوه بر آثار مثبتی که برای خود زنانی که به کار مشغول می‏شوند بر جای می‏گذارد، نتایج سودمندی نیز برای همه زنان و نیز کل افراد جامعه به بار می‏آورد زیرا اشتغال زنان موجب می‏شود که آنان از میزانی از استقلال مالی برخوردار شوند و بدین ترتیب امکان چانه‏زنی خود را در درون مناسبات خانوادگی بهبود بخشند و سهم بیشتری در زمینه تصمیم‏گیری‏های درون خانواده پیدا بکنند . از سوی دیگر، اشتغال زنان به ویژه در رشته‏هایی غیر از مشاغلی همچون معملی یا پرستاری ـ یعنی رشته‏هایی که با نقش سنتی زنان ، یعنی مادری ، سنخیت ندارند ـ موجب می‏شود که جامعه‏پذیری جامعه در جهت شکسته شدن کلیشه‏های ذهنی نادرست در خصوص نقش زنان در جامعه و توانمندیهای حرفه‏ای آنها شتاب پیدا کند . از همین رو ، اعتقاد برخی از صاحب‏نظران بر این است که حتی حضور نمادین زنان در برخی از حرفه‏ها و مشاغل ، به ویژه مشاغل نسبتا حساس و تخصصی برای کلیت جامعه سودمند است زیرا صرف این واقعیت که زن اجازه آن حضور را پیدا می‏کند در ذهنیت جوانان و کودکان قالبها شکسته می‏شود زیرا دیدن تصویر این گونه زنان فعال در عرصه اقتصادی و اجتماعی بر کودکانی که در حال همانندسازی هستند ، تاثیر مثبتی بر جای می‏گذارد . همچنین حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی و بر عهده گرفتن نقشهای مهم اجتماعی که حرفه وکالت یکی از آنها به شمار می‏رود ، امروزه یکی از الزامات توسعه همه‏جانبه اجتماعی ، انسانی ، اقتصادی و سیاسی به شمار می‏رود. در واقع، الزام حضور و مشارکت زنان در جامعه، ناشی از صرف ظاهرسازی و اقدامات نمادین نیست بلکه از این واقعیت نشات می‏گیرد که تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که در هر جامعه‏ای که سهم زنان در فعالیتهای اجتماعی و نیز در سطوح مدیریتی افزون‏تر گشته آن جامعه از رشد و توسعه پایدارتری برخوردار شده است .

مساله تاثیر حرفه وکالت و لزوم ارایه تصویری مثبت از این حرفه بر ذهن مردم ، نه تنها در مورد وکلای زن بلکه در خصوص همه وکلا مورد تاکید آنانی بوده که در صدد کشف تاثیر اجتماعی حرفه وکالت بوده‏اند . برای نمونه ، یکی از وکلای مرد در این خصوص می‏نویسد:

وکیل باید به خاطر داشته باشد تصویری که از شخصیت و نحوه عمل او در موکلین و از طریق آنان در ذهن دیگران به وجود می‏آید به تدریج همانند کارت شناسایی، مشخصه وجود و فعالیت می‏شود و تنها با آن تصویر، ویژگیها شناخته می‏شود .

این قضیه در مورد زنان وکیل ابعاد بسیار برجسته‏تری به خود می‏گیرد ؛ زیرا حرفه وکالت جزو نقشهای سنتی زنانه تعریف نمی‏شود و از این رو جامعه با چشمانی بسیار تیزبین‏تر به عملکرد زنان شاغل به این حرفه می‏نگرد تا دریابد که آیا آنان از توانمندی لازم برای انجام این کار برخوردارند یا خیر . بنابراین موفقیت و توانمندی‏هایی که هر یک از وکلای زن از خود نشان می‏دهند ، به حساب همه وکلای زن و در سطحی بالاتر به حساب همة زنان نوشته می‏شود . با توجه به همین منطق ، ابعاد عملکردها و توانمندی‏های زنان در حرفه وکالت از صرف شخص خودشان و گروه وکلا فراتر می‏رود و به نوعی کلیت جامعه را شامل می‏شود . بنابراین اگرچه حرفه وکالت دادگستری شغلی خصوصی به حساب می‏آید، انعکاس فراوان و غیر قابل انکاری در عرصة عمومی دارد .

گزارش ایسکانیوز می‌افزاید: در خصوص تاثیر مثبت اشتغال زنان در حرفه وکالت بر حمایت از حقوق زنان و بهبود وضعیت کل زنان جامعه، میان صاحب‏نظران تقریبا اتفاق نظر وجود دارد. هر چند برخی این تاثیر را به صورت محدودتر در خصوص موکلان زن در نظر می‏گیرند و برخی دیگر آن را به کل جامعه تسری می‏بخشند . برای نمونه یکی از وکلای زن در این خصوص ابراز می‏دارد : اشتغال زنان به طور عام و اشتغال زنان در مشاغل تخصصی به طور خاص ، قطعا در فرهنگ جامعه و نگرش کلی به سوی زن موثر است. در حرفه وکالت نیز مسلما حضور زنان وکیل در این راستا و به ویژه در حمایت از حقوق زنان تاثیرگذار است زیرا زنان به خاطر جنسیت یکسان با زنان وکیل، احساس راحتی بیشتری با آنان می‏کنند و در نتیجه در مسایل مربوط به حقوق زن ، مراجعات زنان بیشتر به سوی زنان وکیل است .

همان طور که ملاحظه می‏شود ، در اینجا هر دو بعد قضیه مورد توجه قرار گرفته است ؛ یعنی اینکه از یک سوء حضور زنان در مشاغل تخصصی همانند وکالت به شکسته شدن انگاره‏های نادرست و کلیشه‏هایی که از نقش زنان وجود دارد ، یاری می‏رساند و هم در مورد زنانی که به طور فردی به وکلای زن رجوع می‏کنند، احتمال دستیابی آنان به حقوقشان بیشتر است زیرا هم خود بسیار راحت‏تر به طرح مشکلاتشان می‏پردازند و هم وکلای زن انگیزه بالاتری برای پیگیری حقوق موکلان زن خویش دارند .

یکی دیگر از مصاحبه شوندگان نیز در مورد بخش دوم کاملا با اظهارات بالا موافق است و بیان می‏کند که مسلما قبول وکالت زنان بسیار تاثیر دارد به ویژه با درک کامل مشکلات مطروحه توسط زنان و طرح آزادانه برخی مسایل محرمانه به وکیل زن اما در خصوص بخش نخست و تاثیر اجتماعی گسترده‏تر عملکرد وکلای زن ، وی چندان خوش‏بین نیست و ابراز می‏دارد که لکن تاثیر حمایت‏گرانه مورد تردید است زیرا حمایت باید از راه قانون و مراجع ذیربط به طور کلی و هم‏سو به عمل آید. بهبود وضعیت زنان نیز به موازات همان مسایل بالا می‏تواند صورت گیرد .

البته این سخن را نمی‏توان به معنی نفی آثار مثبت اجتماعی در زمینه تغییر نگرش افراد جامعه نسبت به توانمندیهای زنان تلقی کرد بلکه مساله‏ای که در اینجا مورد توجه قرار گرفته این است که وکلای زن از امکان تغییر قوانین در جهت حمایت مناسب‏تر از زنان برخوردار نیستند ، هر چند می‏توانند به ایجاد این خواسته و طرح آن در سطح جامعه یاری برسانند .

یکی دیگر از صاحب‏نظران ابعاد مساله را بیشتر از نظر آشنایی با حقوق زنان و تلاش برای رفع تبعیض مورد توجه قرار می‏دهد. از نظر وی ، آثار مثبت این قضیه برای خود زنانی که علاقمند هستند در رشته حقوق تحصیل کنند ، این است که با حقوق خود آشنا می‏شوند و با تبعیضاتی که در قانون وجود دارد روبرو می‏شوند . به همین خاطر زنان حقوقدان تلاش کردند تا مساله تبعیض در حقوق زنان در مسایل خانوادگی حل شود .
یکی از زنان عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز از پتانسیل بسیار زیادی که در این زمینه وجود داشت و مورد بهره‏برداری قرار نگرفت ، شکایت دارد و از وکلای زن انتقاد می‏کند که رسالت خویش را در این زمینه به خوبی انجام نداده‏اند .

وی می‏گوید : خانمهای وکیل در این مورد بسیار کم‏کاری کردند . این واقعیت را نمی‏توان انکار کرد که رسالتی به عهده وکیل زن بوده است . خانمهای وکیل و حقوقدان جز شماری اندک به رسالت خودشان عمل نکردند و آن شمار اندک با انتشار چندین مقاله و تشکیل جلساتی چند ، دیدگاه‏های خویش را ابراز داشتند . ولی در عمل موثر نبوده است اما علی‏القاعده در خصوص بررسی اشتغال زن ، من کاملا اعتقاد دارم که باید تاثیر مثبت داشته باشد و من حمایت وکلای زن از قشر محروم زن را بسیار اندک می‏دانم ؛ چون ابزار کار ما قوانین موجود است و ما فراتر از آن نمی‏توانیم عمل کنیم و با همان قوانین ، باید حقی را برای زنی زنده کنیم و یا حقی را برای او بگیریم .


در خصوص سخنان بالا می‏توان خاطر نشان ساخت که وکلای زن حتی اگر هیچ کار خاصی هم به قصد حمایت از زنان و کمک به احقاق حقوق آنان انجام ندهند ، صرف اینکه به کار وکالت خویش می‏پردازند و از این راه باورهای جامعه را در خصوص توانمندیهای زنان اصلاح و تصحیح می‏کنند تا حدی رسالت خویش را در جهت دفاع از حقوق زنان به انجام می‏رسانند. البته اگر وکلای زن به طور خاص نیز بهبود وضعیت زنان جامعه و ارتقای جایگاه حقوقی آنان را مورد توجه قرار دهند، مطمئنا خدمات بسیار بیشتری را به همه زنان و کلیت جامعه به انجام می‏رسانند .

اینک پس از شناخت اجمالی توانمندیهای زنان در حرفه وکالت ، در اینجا به بررسی حضور زنان در سطوح مدیریتی کانون وکلای دادگستری مرکز می‏پردازیم .

درآمد

وکالت از جمله مشاغلی است که تا کنون زنان اساسا حضور کمرنگی در آن داشته‏اند . این در حالی است که این حرفه از جمله مشاغل تاثیرگذار در جامعه به شمار می‏رود. در واقع در حالی که در حدود پنجاه سال از هنگام نخستین ورود زنان به هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز می‏گذشت، در انتخابات اسفند ماه ۱۳۸۰، دو زن به هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز راه یافتند که این خود نویدبخش تحولاتی مثبت به سود زنان در این حرفه شده است . هدف این مقاله این است که ابعاد گوناگون حضور زنان در حرفه وکالت، شامل گستره ، مشکلات و محدودیتها ، توانمندیها ، آثار این توانمندیها بر کلیت جامعه و حضور زنان در رده‏های مدیریتی کانون وکلا را مورد ارزیابی قرار دهد و روشن سازد که حضور قوی زنان در این حرفه چه تاثیری بر باورهای جامعه در زمینه توانمندیهای شغلی و حرفه‏ای زنان بر جای می‏گذارد .

تا کنون عدم حضور جدی زنان در حرفه وکالت ، قضاوت و دیگر حرفه‏های وابسته موجب شده که زنان جامعه از کمکها و حمایتهایی که می‏توانند از حضور دیگر زنان در این حرفه‏ها برخوردار شوند ، محروم شوند . در این مقاله با استفاده از گفت وگو‏هایی که با زنان راه یافته به هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز و چند تن از دیگر وکلای زن صورت گرفته است، آثار موفقیت حرفه‏ای زنان در این حرفه بر کل زنان جامعه بررسی می‏شود و به بیان مشکلات و محدودیتها و توانمندیهای زنان در این حرفه از زبان آنها پرداخته می‏شود . انتخاب این وکلا نیز بر اساس آشنایی نگارنده با آنها بوده است. در این گفت وگو‏ها ، پنچ پرسش از مصاحبه شوندگان پرسیده شد و سپس تحلیلی از محتوای پاسخهای داده شده صورت گرفت .

این پرسشها عبارت بودند از:

۱ . در مقایسه با وکلای مرد، وکلای زن با چه مشکلاتی روبرو هستند و تا کنون به رغم وجود این مشکلات ، توانمندیهای آنان در این حرفه به چه صورت بوده است ؟
۲ . به نظر شما اشتغال زنان در حرفه وکالت چه تاثیری در حمایت از حقوق زنان و بهبود وضعیت کل زنان در سطح جامعه بر جای می‏گذارد ؟
۳ . چه تلاشهایی برای حضور زنان در هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز صورت گرفت و چرا پس از حدود ۵۰ سال سرانجام امسال این امر دوباره متحقق شد ؟
۴ . به نظر شما حضور چند تن از زنان وکیل در هیات مدیره کانون وکلای دادگستری چه تاثیری در وضعیت کل وکلای زن و باورهای جامعه در خصوص توانمندیهای زنان باقی می‏گذارد ؟
۵ . چه راهکارهایی را برای افزایش توانمندیهای زنان در حرفه وکالت پیشنهاد می‏کنید ؟
در پایان این مقاله ، راهکارهایی در دو حوزه مطرح می‏شود؛ نخست اینکه چگونه می‏توان دستاوردهایی را که زنان در حرفه وکالت به دست آورده‏اند به همه دیگر زنان جامعه گسترش بخشید . دوم ، چه راهکارهای مشخصی را می‏توان برای افزایش توانمندیهای زنانی که به حرفه وکالت اشتغال دارند ، به انجام رساند . این راهکارها هم زنان مایل به ورود به عرصه وکالت را در بر می‏گیرد و هم زنانی را که هم اکنون به این حرفه اشتغال دارند . به ویژه مساله حضور جدی‏تر زنان در مناصب مدیریتی در کانون وکلای دادگستری مورد توجه قرار می‏گیرد و راهکارهایی برای از میان بردن نابرابری کنونی در این زمینه مطرح می‏‏شود . روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش نیز روش توصیفی است که با استفاده از نظرات گوناگون مطرح شده به تحلیل پرسشهای پژوهش پرداخته شده و برای گردآوری داده‏های از دو روش کتابخانه‏ای و مصاحبه بهره‏گیری شده است البته به خاطر کمبود و یا نبود منابع پژوهشی خاص در خصوص مساله وکالت زنان ، این مقاله بیش از هر چیز بر انجام گفت وگو تکیه دارد.


منبع : ایسکانیوز

محمدحسنی
موسسه حقوقی عدل محمدحسنی (شماره ثبت31619) انجام امور وکالت و ارائه کلیه خدمات حقوقی توسط گروه وکلای دادگستری . تلفن تماس تهران : 66729171 چهت اطلاعات بیشتر به وب سایت موسسه مراجعه شود : http://mohammadhassani.ir/
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :